السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

1307

تعليقات نقض ( فارسى )

ميسّر نگردد ، خاقانى در آن سفر همراه بود و اظهار شكر او مىكند در تحفة العراقين و در قصيده‌اى كه در آن سفر گفته در شرطيّهء آن ميگويد : نظم : شكر جمال گوى كه معمار كعبه اوست * يا رب چو كعبه دار عزيز و معمّرش گويند : جمال الدين موصلى صلهء اين قصيده را يك خانه زر بخاقانى داد چنان كه شكر آن مىكند ، نظم يك خانه دادم از زر ركنىّ و جعفرى * آن كس كه ركن خانهء خود خواند جعفرش گويند : اين قصيده را به آب زر فرمود كه : بكتيبهء حرم نوشتند ، و دروازه‌اى به جهت حرم فرمود ساختند در كمال زينت ، و در كهنه را تابوت خود كرد و او را با آن تابوت دفن كردند . گويند : عشر حاصل موصل به آن تعلق داشت اگرچه در عهد خود شهرت كرده بود كه كيميا ميداند . بتاريخ پانصد و هفتاد و پنج فوت شد ، و بعد ازو كار ؟ ؟ ؟ او را ببرادرش رجوع كردند امّا مداخل را به او ندادند ، بعد بخطائى او را در بند كردند تا بمرد ، و بعد از او معاملات را بپسر جمال الدين موصلى حواله كردند و او جوانى بود در كمال استعداد ؛ تقليد پدر كرد در همّت ، و نيكوئى بسيار نمود و ابن اثير كتاب جواهر اللئالى را بنام او نوشته » . امّا ترجمهء رضي الدين أبو سعد ورامينى ؛ در تعليقهء 97 ( ص 793 ) گذشت . تعليقهء 209 ( ص 581 ، 8 س ) براى ملاحظهء اين تعليقه رجوع شود بتعليقهء 197 ( ص 1244 ) . تعليقهء 210 ( ص 587 ؛ س 16 ) « شاهد بازى » در آنندراج گفته : « شاهد باز فاسق كه با امردان و زنان بسيار صحبت دارد » و بنابراين مراد أمردباز و لوطى كه عمل شنيع مرسوم در قوم لوط را انجام